موج عشق تو اگر شعله به دلها بكشد
رود را از جگر كوه به دريا بكشد
گيسوان تو شبيهاست به شب اما نه
شب كه اينقدر نبايد به درازا بكشد
خودشناسي قدم اول عاشق شدن است
واي بر يوسف اگر ناز زليخا بكشد
عقل يكدل شده با عشق، فقط ميترسم
هم به حاشا بكشد هم به تماشا بكشد
زخمي كينهي من اين تو و اين سينهي من
من خودم خواستهام كار به اينجا بکشد
يكي از ما دو نفر كشته به دست دگرياست
واي اگر كار من و عشق به فردا بكشد
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 شهریور1390ساعت 12:19  توسط محسن صداقت
|
سلام دوستای خوب من بعد از حدود پنج ماه من دوباره برگشتم
خداییش خیلی دلم تنگ شده بود ولی خیلی گرفتار بودم چندتا انفجار بزرگ توی زندگیم اتفاق افتاد که
یه روز سر فرصت واستون مینویسم
فعلا مهم اینکه دوباره برگشتم منتظر مطالب جدید و جالب و متفاوت باشین
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 دی1389ساعت 13:4  توسط محسن صداقت
|

اشاره:
ده سال پس از شهادت استاد مطهری، انتشارات صدرا کتابی منتشر کرد که حاوی حاشیههایی بر کتاب "مسئله حجاب" بود و پاسخهایی که به آنها داده شده بود؛ به نام «پاسخهای استاد به نقدهایی بر کتاب مسئله حجاب». اهمیت کتاب دوم از آن جهت بود که نشاندهندهی حواشی و واکنشهای قشر خاصی از مذهبیون جامعه و بیانگر فضایی که کتاب اوّل یعنی «مسئله حجاب» در آن شکل گرفته بود، است. متن حاضر اشاراتی به این دو کتاب دارد. پراکندگی و عدم تمرکز اشارات متن نیز ناشی از پراکندگی نقدها یا به قول استاد «بهانهها»یی است که طرح شده است.
اسلام آنطور که هست
انتشار کتاب مسئله حجاب در میان دو قشر متجدد و سنتی بازتاب داشت. تأثیر زیادی روی قشر متجدد گذاشت بهطوری که تعداد قابل توجهی از بانوان به اصطلاح متجدد که خیال میکردند پوشش اسلامی با تحصیل و پیشرفت قابل جمع نیست و از سوی دیگر در وجدان خود، به خاطر بیحجابی ناراحت بودند، به حجاب اسلامی رو آوردند و آثار این کتاب در جامعه، خصوصاً دانشگاهها به سرعت ظاهر شد. این کتاب در میان برخی افراد سنتی هم بازتاب داشت. برخی از آنها معتقد بودند که این کتاب چون حجاب را منحصر به چادر ندانسته است؛ بنابراین موجب بیحجابی خواهد شد. میگفتند حرفهای استاد مطهری همه درست و مطابق با فقه اسلامی است، ولی نباید گفته شود که وجه و کفیّن مستثنی است و حجاب به شکلی غیر چادر نیز ممکن است، زیرا موجب سوءاستفاده خواهد شد. ولی استاد مطهری معتقد بودند که باید اسلام را آنطور که هست به مردم معرفی کنیم، نه چیزی به آن اضافه کنیم و نه چیزی از آن کم کنیم، به تعبیر دیگر اسلام را بدون آرایش و پیرایش عرضه کنیم، آنگاه فطرت حقیقتجوی انسانها به سوی آن جذب خواهد شد.
تعریف میکردند که وقتی استاد مطهری در یکی از مساجد منبر میرفت، فردی اعتراض کرده بود که چرا این فرد را به این مسجد دعوت کردهاید؟ با آمدن او نور این مسجد میرود! این کسی است که کتاب مسئله حجاب را نوشته است!

این کتاب در فضایی منتشر شد که از طرفی سیاست رژیم شاه مبتنی بر ترویج فحشاء و بیبند و باری و اسلامزدایی از ایران بود، چنانکه بر ناسیونالیسم ایرانی نیز تکیه میکردند، و از طرف دیگر کمونیستها و مجاهدین خلق بر بیپایگی حجاب و بر اختلاط مرد و زن و دختر و پسر تأکید داشتند. رژیم شاه تبلیغ میکرد که تحصیل با تدیّن قابل جمع نیست خصوصاً برای بانوان، ولی این کتاب راهی را با برهان و استدلال پیش پای بانوان قرار داد که این دو را قابل جمع معرفی میکرد و از سوی دیگر میگفت حتی اگر ملاک، ناسیونالیسم ایرانی و ایران باستان باشد، در ایران باستان نسبت به اسلام، حجاب سختتری برای بانوان قرار داده بودند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 3 مرداد1389ساعت 10:57  توسط محسن صداقت
|

سلام بر مهدى(ع)، خورشید جان ها و امید انسان ها. مهدى(ع)، یادگار پیامبران، خلاصه ابراهیم، عصاره محمد، احیا و زنده کننده سنت هاست. نیمه شعبان، مطلع خورشید فروزان مهدى(ع) در ظلمت تاریخ است. پیروان قائم آل محمد(ع) همچون او اهل قیام و انقلابند.
مهدى(عج)، کعبه مقصود و قبله موعود امت هاست.
غیبت کبرا، دوره آزمایش منتظران راستین حضرت مهدى(ع) است.
وقتى نیمه شعبان مى رسد، گلواژه هاى «انتظار»، «ظهور»، «فرج»، «حکومت جهانى»، «قسط و عدل»، «دیدار» و «مهدى» مى شکفد.
نیمه شعبان، عید منتظران وراثت زمین براى مستضعفان و شکست سلطه هاى جبّاران است. نیمه شعبان، افروختن چراغ شوق در دل شیعیان و امید بخشیدن به محرومان است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 3 مرداد1389ساعت 10:22  توسط محسن صداقت
|
در چهارده قرن اخير نوشته هاي بي شمار ادبي شامل كتاب، مقاله، گزارش های پژوهشي درباره كيفيت معجزه آساي قرآن به رشته تحرير در آمده است.
يك بيوشيميست آمريكايی، مصری الاصل ويك محقق مسلمان، به نام دكتر رشاد خليفه در ژانويه سال ۱۹۷۴نشان داد تمامی متن قرآن از يک نظم شگفت انگيز رياضی تبعيت می کند. مبنای اين سيستم رياضی عدد ۱۹ است.
رمزهاي اعجاز آميز قرآن مختصراً از اين قرارند :
1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم »
داراي 19 حرف عربي است.
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد
به 19 قسمت است. (114= 6 × 19).
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق
(شماره 96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.
4- سوره علق 19 آيه دارد.
5- سوره علق 285 حرف (285= 15× 19) دارد.
6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي
سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.
7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (76= 4× 19) دارد كه
به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است.
8- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي
سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است.
( 38=2 × 19) .
9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي
سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است.
( 57= 3 × 19).
10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي
سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن
« بر آن دوزخ 19 فرشته موكل اند» مي باشد. (آيه 30) .
- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل
« فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين جمله قرآن
بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف)
آغاز مي شود. اين بيانيه 19حرفي بلا فاصله
بعد از نزول آيه « برآن دوزخ 19 فرشته موكل اند» نازل شد.
اين مراتب گواهي ارتباط عاري از شبهه آيه 30
سوره مدثر(عدد 19) و اولين جمله قرآن
«بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19)
با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه
بر عدد 19 بنا نهاده شده است.
12- آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31
سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا
عدد 19 را انتخاب كرده است.
پنج دليل زير را بيان مي فرمايد :
الف) بي ايمانان را آشفته سازد.
ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد قرآن آسماني است.
ج) ايمان مومنان تقويت نمايد.
د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و
خوبان يهويت و مسيحيت بزدايد.
ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را
قبول ندارند رسوا سازد.
13- خداوند به مامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن
تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)
ويكي از معجزات عظيم قرآن است(آيه 35).
14- هركلمه از جمله آغازيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم
در تمام قرآن به نحوي تكرار شده كه به
عدد 19 قابل تقسيم است، بدين ترتيب كه
كلمه “ اسم “ 19بار
كلمه “ الله “ 2698بار( 2698=42 *19)،
كلمه “ الرحمن “ 57 بار ( 57=3*19)
وكلمه “ الرحيم “ 114بار ( 114= 6*19)ديده مي شود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 تیر1389ساعت 8:29  توسط محسن صداقت
|
میلاد امام حسین (ع)
« جبرئیل بر محمد (ص) نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را به مولودی که از فاطمه متولد میشود مژده میدهد و بدان که امت تو، بعد از تو او را میکشند»
صبح روز سوم شعبان سال چهارم هجري، شهر مدينه ميزبان کودک نو رسيدهاي بود که در خانه فاطمه سلاماللهعليها و علي عليهالسلام چشم به جهان گشود و بعدها به "سيد الشهداي اسلام" ملقب شد. اين طفل نو رسيده، دومين فرزند خانوادهاي است که پيامبر اسلام صلياللهعليهوآله پس از نزول آيه تطهير بارها آنها را با عنوان "اهل بيت نبوت" مورد خطاب قرار داده و به آنها سلام گفته بود. مادر او فاطمه سلاماللهعليها، دختر پيامبر و يکي از برترين زنان تاريخ است که به جهت بلندي معرفت و فضايل اخلاقي و پاکي زبانزد خاص و عام بوده و خداوند در بيان شان و جايگاه رفيعش سورهاي را در قرآن آورده است. علي عليهالسلام نيز که دومين فرزند پسر خود را در آغوش ميگرفت، اولين مسلمان، برترين داناي دين و بالاترين سخنور عرب و داراي سوابقي بينظير در ايثار و دفاع از دين خدا، در سراسر دوران ظهور و گسترش دين اسلام بود. تا آنجا که پيامبر صلياللهعليهوآله به دستور حضرت حق، بارها او را به عنوان جانشين خود معرفي کرده بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 7:8  توسط محسن صداقت
|
بعثت پیغمبر اسلام یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام عالى نبوت و خاتمیت، حساسترین فراز تاریخ درخشان اسلام است. بعثت پیغمبر درست درسن چهل سالگى حضرت انجام گرفت. پیغمبر تا آن زمان تحت مراقبت روح القدس قرار داشت، ولى هنوز پیك وحى بر وى نازل نشده بود. قبلا علائمى ازعالم غیب دریافت مىداشت، ولى مامور نبود كه آن را به آگاهى خلق هم برساند.
میان مردم قریش و ساكنان مكه مرسوم بود كه سالى یك ماه را به حالت گوشه گیرى و انزوا در نقطه خلوتى مىگذرانیدند. (1)درست روشن نیست كه انگیزه آنها از این گوشهگیرى چه بوده است، اما مسلم است كه این رسم در بین آنها جریان داشت و معمول بود.
نخستین فرد قریش كه این رسم را برگزید و آن را معمول داشت عبدالمطلب جد پیغمبر اكرم بود كه چون ماه رمضان فرا مىرسید، به پاى كوه حراء مىرفت، و مستمندان را كه از آنجا مىگذشتند، یا به آنجا مىرفتند، اطعام مىكرد. (2)
به طورى كه تواریخ اسلام گواهى مىدهد، پیغمبر نیز پیش از بعثت به عادت مردان قریش، بارها این رسم را معمول مىداشت. از شهر و غوغاى اجتماع فاصله مىگرفت و به نقطه خلوتى مىرفت و به تفكر و تامل مىپرداخت.
در مدتى كه بعدها در «حراء» به سر مىبرد،غذایش نان «كعك» و زیتون بود، و چون به اتمام مىرسید، به خانه بازمىگشت و تجدید قوا مىكرد. گاهى هم همسرش خدیجه برایش غذا مىفرستاد. غذائى كه در آن زمانها مصرف مىشد، مختصر و ساده بود. (4)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 22 تیر1389ساعت 7:30  توسط محسن صداقت
|
قسمت دوم مطلب در مورد عقاید وهابیتو امروز واستون گذاشتم
)وهابیت
چگونگى پیدایش وهابیت
فرقه موسوم به وهابیت نام خویش را از نام محمدبن عبدالوهاب اخذ کرد; زیرا که او مجدّد و احیاکننده ى یک سرى نظرات و اعتقادات خاص است که ریشه در مذاهب حنبلى -منسوب به احمدبن حنبل از ائمه اربعه اهل سنت - دارد،که با مقدارى افراط و تعصب خاص،قبلا توسط افرادى مانند ابن تمیمه و شاگردش ابن قیم جوزى و ابن عبدالهادى از علماى حنبلى قرن هفتم بذرش ریخته شد،اما بخاطر مخالفتهایش با مسلمات نزد امت و جمهور مسلمین، ابن تمیمه و شاگردانش تحت تعقیب حاکمان وقت قرار گرفتند و حکم ارتداد آنهااز سوى علماى مذاهب مختلف صادر شد و موقتاً با دستگیرى ابن تمیمه و محبوس شدن او و مرگش،این بذر بازایستاده از نشو و نما در قرن هفتم هجرى بار دیگر درقرن دوازدهم بوسیله ابن عبدالوهاب امکان حیات و نشو ونمایافت و بدین سبببه نام او شهرت یافت.
علت نامگذارى وهابیت به این نام
اینکه چرا این فرقه را محمدیه نام ننهادند که نام مجدّد آن است،بلکه وهابى نامیدند که برگفته از نام پدر اوست، چنین گویند:بیم آن بود که پیروان این فرقه از نام محمدیه که نام رسول خاتم را با خود داشت سوء استفاده کنند،لذا آن را منسوب به پدر ایشان کردند.
خلاصه ى زندگینامه محمدبن عبدالوهاب درحیات پدر
محمدبن عبدالوهاب در سال 1111یا1115 هجرى قمرى تولّد یافت و در 1207 هجرى چشم از جهان فروبست. زادگاه او شهر عَیینه از سرزمین نجد است، پدرش در آن شهر قاضى بود و از علماء خوش سابقه.
محمد از نوجوانى به مطالعه کتب تفسیر و حدیث عقاید سخت علاقه نشان مى داد.او دروس مقدماتى و فقه حنبلى را از پدرش که از علماء حنبلى بود، فراگرفت.
وى از همان آغاز جوانى به مخالفت با اعمال مذهبى مردم نجد پرداخت و آنها را از زشت مى شمرد، که با مخالفت شدید پدرش روبرو گشت.
بعد براى زیارت خانه خدا به مکه رفت و از آنجا به مدینه منوره جهت تکمیل درسهایش رهسپار گشت، در آنجا با توسل جستن مردم به قبر پیامبر (صلى الله علیه وآله)به مخالفت برخاست و پس از مراجعت به نجد جهت تکمیل نمودن تحصیلات خود به سرزمینهاى فراوانى مسافرت کرد، از جمله در بصره بمدت چهار سال و پنج سال در بغداد و دو سال سکنى گزید و نیز به شهرهاى همدان و از آنجا به اصفهان و قم عزیمت نمود و سپس از آنجا به سرزمین خود نجد بازگشت
در این هنگام پدرش از "عَیینه" به "حریمله" انتقال یافت. محمد نیز ملازم و همراه پدر شد و در "حریمله" کتابهایى را از نزد پدر فراگرفت، و در آنجا نیز به مخالفت با عقاید مردم پرداخت و از این روى بین پدرش و او نزاع درگرفت و نیز بین او مردم "حریمله" درگیرهاى سخت بوقوع پیوست، تا اینکه سرانجام در سال 1153 پدرش "شیخ عبدالوهاب" از دنیا رفت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 10:14  توسط محسن صداقت
|
تصمیم گرفتم یه بحث ازاد توی وبلاگ در مورد تفتیش عقاید وهابیت راه بندازم هرکس نظری داره بدون غرض وارد بحث بشه ممنون از همه دوستان
مقدمه
اگر به تاریخ ادیان مراجعه کنیم یا به منابع دینى و حدیثى رویکردى عمیق بنماییم، درخواهیم یافت که ادیان عموماً و ادیان الهى خصوصاً بعد از گذشت زمان و فاصله گرفتن از منادى و آورنده آن دین به مذاهب و فرقه هاى متعددى تقسیم مى شوند، که گاه آن مذاهب و فرقه ها نیز از تکثّر و انشعابات بعدى درامان نبود. در این ادیان بزرگ آسمانى نیز از این معظل مستثنى نبوده و به ناچار به این مشکل تن داده اند.
عوامل ایجاد اختلاف در شریعت
البته باید توجه داشت که این اختلافها و تعدد مذاهب هرگز از متن شرایع و احکام و دستورات فرستاده شده از جانب شارع مقدس ناشى نشده است، بلکه همه ى این کثرتها و تعددها برخاسته از کم و کیف افکار و اندیشه هاى بشرى و نیز محیط و زمان و مکان خیزش آن فکر و دیگر عوامل عارضى و جنبى است که اتحاد و همبستگى اولیه در آن گسسته و جدایى و اختلاف را جایگذین مى کند. به هر حال این اختلافات هر منشأ و پایه و اساسى که داشته باشند، چه از خطاى فکر ناقص بشرى و یا از اغراض سودجویانه شخصى و گروهى و یا دسیسه هاى سیاسى نشأت گرفته باشند، واقعیاتى انکارناپذیرند، که همچون تیرى زهرآگین سینه ى وحدت را در ادیان نشانه رفته اند و در سرزمین وحدت بخش دین بذر تفرقه و جدایى را که ثمره اش کینهورزى و تعصب بى جاست، مى پاشند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 9:49  توسط محسن صداقت
|

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)
واما غزل...
نشسته سایه ای از آفتاب بر رویش
به روی شانه طوفان رهاست گیسویش
ز دوردست سواران دوباره می آیند
که بگذرند به اسبان خویش از رویش
کجاست یوسف مجروح پیرهن چاکم
که باد از دل صحرا می آورد بویش
کسی بزرگتر از امتحان ابراهیم
کسی چنان که به مذبح برید چاقویش
نشسته است کنارش کسی که می گرید
کسی که دست گرفته به روی پهلویش
هزار مرتبه پرسیده ام زخود او کیست
که این غریب نهاده است سر به زانویش
کسی در آن طرف دشت ها نه معلوم است
کجای حادثه افتاده است بازویش
کسی که با لب خشک و ترک ترک شده اش
نشسته تیر به زیر کمان ابرویش
کسی است وارث این دردها که چون کوه است
عجب که کوه ز ماتم سپید شد مویش
عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان
که عشق می کشد از هر طرف به هر سویش
طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری
به روی شانه طوفان رهاست گیسویش
فاضل نظری
.............................................
ای چشم تو بیمار ، گرفتار ، گرفتار
برخیز چه پیشامده این بار علمدار
گیریم که دست و علم و مشک بیفتد
برخیز فدای سرت انگار نه انگار
..............................................
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 7:48  توسط محسن صداقت
|